4 راهکار برای ساختن کارمندان ستاره
ژانویه 6, 2019

ساعت 6 عصر یک تابستان بسیار گرم است.  فروشنده ی جوان تازه از خواب بیدار شده است. او از ساعت 2 خوابیده است و چون در صبح آن روز فروشی نداشته و نه فقط آن روز، بلکه الان چند ماه است که فروش جالبی ندارد، حوصله ی رفتن به محل کارش را ندارد.  دختر کوچکش تلوزیون را روشن کرده و همینطور دارد کانلاها را عوض می کند. دخترکش از جایش بلند شد و مشغول بازی با عروسک مورد علاقه اش شد. صدای تلوزیون هم بلند بود که ناگهان موضوع برنامه توجه فروشنده ی جوان را به خودش جلب کرد موضوع برنامه در مورد ارتباط ساختار مغز و  تغییرات جدید بود  و مجری برنامه اتفاقا در مورد این موضوع صحبت می کرد که

چرا بسیاری از کسب و کارها ورشکسته شده اند

و یا در حال ورشکستگی هستند و ارتباط آنها با مغز را تشریح می کرد که در همین موقع کلیپ کوتاهی در این مورد پخش شد که در آن به این موضوع می پرداخت:

شخصی روی صندلی نشسته است و و دستگاهی به اومتصل است او را  در شرایط مختلفی قرار می دهند و سیگنالهای مغزی او را مورد بررسی قرار می دهند تا بدانند در هر شرایطی کدام یک از بخش های مغز فعال تر است. در همین حین مجری برنامه این سوال را می پرسد که این تحقیق برای چه انجام می شود؟

پروفسوری در آنجا در حال پاسخ گویی به این سوال است. زیرونویس می نویسید که تخصصش عصب شناسی است.

او می گوید :

مرکز کنترل انسان مغز است شما هر کاری که انجام می دهید زیر سر این مغز است پس اگر بدانیم که این اتاق کنترل چطور کار می کند همه چیز درست می شود. آن وقت می توانید بفهمید که چطور از مغز کار بکشید تا تصمیم گیری و آموزش و عملکرد خود را بهبود بخشید و در نتیجه دنیای بهتری داشته باشید.

سوال بعدی مجری از پروفسور اینست که دانستن عملکرد مغز چطور به فروش کمک می کند؟

پاسخ پروفسور بسیار جالب است او می گوید که فروش یک مهارت است .مهارت اینکه دیگران را متقاعد کنید که بهترین هستید. اما متقاعد سازی در کجا انجام می شود بدون شک در قلب، ریه ،کبد و… انجام نمی شود بلکه مغز باید متقاعد شود و ما با دانستن عملکرد مغز است که می توانیم متقاعد سازی  را انجام دهیم.

مجری: بسیار خب پاسخ شما متقاعد کننده بود اما در 20 سال پیش که علم عصب شناسی پیشرفت نکرده بود بازهم رهبران تجاری و فروشنده های موفق زیادی وجود داشتند:

بله درست است اما بهتر است کمی در سطح شهر دور بزنید و تغییرات بیست سال پیش تا کنون را ببینید. آن زمان می بینید که تعداد رقبا به چه میزان افزایش پیدا کرده است در 20 سال پیش چه تعداد مرکز خرید کفش وجود داشت و الان چه تعداد وجود دارد 20 سال پیش چند رستوران وجود داشت و الان چه تعداد وجود دارد؟مسلم است که همه چیز تغییر کرده و رقبای زیاد یکی از این تغییرات است. و اینجاست که دیگر روشهای قدیمی جواب نمی دهد

مجری : منظورتان از هوشمندی چیست؟

داشتم مهم ترن نکته ی امروز را فراموش می کردم ممنونم از سوال خوبتان. منظور من از هوش ضریب هوشی نیست بلکه منظورم هوش احساسی است. هوش حسی یعنی توانایی فهمیدن و کار کردن با احساس دیگران و لازمه ی این کار ارتباط موثر است. ارتباط موثر شاخصه ی اصلی افراد موفق است .رهبران از هوش احساسی خود نهایت استفاده را می برند تا روابط را کنترل کنند. علم امروزه مغز را با رهبری مرتبط می کند. فهم چگونگی عملکرد مغز به شما این امکان را می دهد که ضمن استفاده از محدوده  مغز خودتان قادر باشید به جای مقابله با مغز دیگران از آنها بهره ببرید.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *