سخنرانی آسانسوری چیست
سپتامبر 11, 2018
چگونه مشتری خود را بشناسیم
اکتبر 9, 2018
رسالت فردی

رسالت فردی

خیلی زود دیر می شود

           از این نترس که زندگی ات یک روز به پایان برسد از این بترس که هیچ موقع آغاز نشود

من محقق، روانشناس، یا جامعه شناس نیستم؛ ولی بعد از صحبت با بسیاری از افراد و گوش دادن به مشکلات آنها، و مواجه با بسیاری از صحنه ها به این نتیجه رسیدم که بسیاری از دستاوردهایمان اشتباهند و این تصمیم را گرفتم که این مقاله را بنویسم . اولین نوشته ی این مجموعه را با  مهمترین سوال زندگی شروع می کنم.

آیا شما تا کنون، این سوال بسیار مهم را از خود پرسیده اید و مهمتر از آن آیا سعی کرده اید به آن پاسخ بگویید ؟ اما این سوال بسیار مهم چیست ؟ سوالی که به عقیده بسیاری از اندیشمندان شاه کلید درب های بسته زندگی هر فردی است و این سوال مهم این است که

من کیستم؟

به جرات می توان گفت اساس بسیاری از مشکلات ما عدم پاسخگویی به این سوال است و همچنین سوال مهم دیگری که باید از خود بپرسیم اینست که …

جایگاه من چیست و قرار است به کجا برسم؟در واقع من از این دنیا چه می خواهم ؟

 

چرا که با پاسخ گویی به این سوالات هدف انسان مشخص می شود و می داند که چه می خواهد.  همه ما آن چیزهایی را که نمی خواهیم را خوب می دانیم اما نمی دانیم که چه می خواهیم و اساس مشکلات از همینجا شروع می شود.

زمان به سرعت در گذر است. بزرگترین سرمایه ی  ما، با سرعت زیاد و با هر نفس دارد از دست ما می رود. سرمایه ی گرانبهای هر انسان، عمری است که خداوند در اختیارش قرار داده و با هرنفس یک واحد از آن، از ما پس گرفته می شود و تصمیم با خود ماست که چگونه از آن استفاده کنیم.

سالها ره می رویم و در مسیر همچنان در منزل اول اسیر

اما واقیعت اینست که بازگشت به گذشته به هیچ وجه امکانپذیر نیست در واقع  با هر نفس از گنج گرانبهایمان کمی کم شد تا به لحظه حال رسیدیم درست است که ما بابت گذشته عمر گرانبهایمان را دادیم اما یک چیز با ارزش هم دریافت کردیم و آن هم تجربه هایمان است که باید مانند یک تکه طلای تمام عیار از آن استفاده کنیم و از اشتباهات و رخداد های گذشته درس بگیریم تا آینده ای بهتر بسازیم  هیچگاه فراموش نکنید اشتباه کردن اشتباه نیست در اشتباه ماندن اشتباه است 

یافتن رسالت زندگی:

  • پاسخ به سوال من کیستم:

اولین و مهمترین گام پاسخ به سوال مهم زندگی یعنی من کیستم و جایگاه من چیست و هدف من چیست ؟ در این گام بسیار مهم ما مشخص می کنیم تا رسیدن به مقصد نهایی پله به پله به چه هدفهای باید دست یابیم و همواره به یاد  داشته باشیم مقصد در لابه لای مسیر است نه در انتهای مسیر (می توانید به مقاله هدف گذاری در همین وب سایت مراجعه کنید)

  • تشنه باشید :

یکی از اساسی ترین گام ها قبول این مهم است که ما نیاز به تغییر داریم و باید بپذیریم که شرایط کنونی آن چیزی نیست که ما واقعا می خواهیم متاسفانه خوشبختی عده ای اینست که به بدبختی عادت کرده اند

  • برنامه ریزی هوشمندانه :

و اما سومین گام برنامه ریزی هوشمندانه است یعنی پس از مرحله هدف گذاری باید مشخص کنیم از چه راههای می توانیم به هدفمان برسیم تمامی راههای ممکنه را بنویسیم و از میان آنها برترین ها را انتخاب کنیم

 

  • از ماست که بر ماست:

بیایید گامی طلایی برداریم و بگوییم که من مسئول زندگی خویشتن هستم  و صد در صد مسئولیت زندگی خود را بپذیریم بیایید لطف بزرگی در حق خود انجام دهیم و  لیست بزرگی از بهانه ها را برای خود ردیف نکنیم و با خودمان روراست باشیم و در اصطلاح  سر خود را کلاه نگذاریم

  • تلاش :

ادیسون گیاهی را پرورش می دهد که ماده اولیه لاستیک است برای پروش این گیاه 1700 بار تلاش می کند تا بالاخره موفق می شود پس ما نیز به این زودی حق عقب نشینی نداریم بلکه باید شکست ها را قبول کنیم و از آنها  درس بگیریم تا پلی برای موفقیت آینده امان باشد یادمان باشد آینده ربطی به گذشته ندارد بلکه کاملا وابسته به حال است

  • نگران نباشیم :

نگرانی یعنی ایجاد چیزی که نمی خواهیم. نگرانی مانع دیدن ، شنیدن ، درک کردن و استجابت دعا می شود متاسفانه ما عادت کرده ایم که خواسته هایمان را برای رهایی از نگرانی رها کنیم پس چه خوب است اگر نگرانی را رها کنیم تا به خواسته امان برسیم

  • توجیه نکنیم :

ابوعلی سینا جمله ی زیبایی دارد و می گوید : اگر برای یک کار اشتباه هزار توجیه بیاورید می شود هزار و یک اشتباه . در بسیاری از مواقع انسان در مواجه با اشتباهات بجای تفکر به توهم روی می آورد و اساس فاجعه نیز همین است توهم کار انسان را یکسره می کند و باعث می شود انسان نتواند درست را از غلط تشخیص دهد  و با عینک اوهام به دنیا بنگرد که این نوع جهان بینی به هیچ وجه معتبر نیست

  • خدمتکار یا ارباب؟ خودتان انتخاب کنید:

هر عملی که مرتبا تکرار شود کنترل عصبی از بالای مغز یعنی ضمیر خود آگاه به پایین مغز یعنی ضمیر ناخود آگاه در می آید  و عادت های ما را تشکیل می دهند و این عادت های ما هستند که یا بهترین خدمتکارهای ما هستند و یا بدترین اربابان ما و یادتان باشد عادتها سرنوشت ما را می سازند ولی عادت های فعلی سرنوشت ما نیستند و قابل تغییرند (به مقاله تغییر عادت در همین وبسایت مراجعه شود یا کتاب قدرت عادات)  با ساخت عادت های خوب بهترین خدمتکاران را در جهت رسیدن به اهدافتان  استخدام کنید

  • واقع بین باشیم:

در انتخاب راه همواره باید واقع بین بود و به این اصل معتقد باشید که مثبت اندیشی و واقع بینی را باید آموخت زیرا تنها بینش معتبر و قابل اطمینان واقع بینی است نه خوشبینی و نه بدبینی و هواره به یاد داشته باشید در انتخاب یک راه باید سعادت بشر و تکامل خود را چراغ راهنما قرار دهیم و این مهم  را یک اصل قرار دهیم که در انتخاب راه به دور از خودپرستی و خودآرایی انتخاب خود را انجام دهیم

 

و اما آخرین نکته که هر روز  باید به آن توجه کنیم اینست که خیلی زود دیر می شود و برای اجرای نکات بالا همیشه وقت نداریم

دیدگاه ها بسته شده است